ابراهيم عاملي ( موثق )

403

تفسير عاملي ( فارسي )

مشركين مكّه هستند . بيضاوى : اين جمله با جمله هاى بعد دنباله ى جمله هاى پيش است تا بفهمند كه بخل و بخشش به رياء تفريط و افراط است و كفر است يا از كارهاى شيطانى است . « وَمَنْ يَكُنِ الشَّيْطانُ لَه قَرِيناً » 38 ابو الفتوح نوشته است : و گفته‌اند مراد آن است چنان كه امروز قرين ديواند فردا حقّ تعالى ايشان را هريك با ديوى بسلسله ببندد تا چنان كه در دنيا در اطاعت او بود در قيامت با او باشد . حسينى نوشته : حكيم الهى ( سنائى ) مىفرمايد : هر كه اين جايگه قرين تو است آن سرا نيز همنشين تو است دوستى جو كه چون بيفزايد در دو عالم تو را به كار آيد ديو را همنشين خويش مكن نفس بد را قرين خويش مكن « وَما ذا عَلَيْهِمْ لَوْ آمَنُوا » 39 ابو الفتوح : اگر در همه ى قرآن فقط همين آيه باشد براى فساد عقيده ى بجبر كافى است و آيه و دليل ديگر لازم نيست ، زيرا اگر مذهب جبر درست باشد كافران مىتوانند در جواب اين آيه بگويند : اى خدا چه ضررى به تو داشت كه ما را به حال خود بگذارى و جلوگير نباشى تا مؤمن شويم و ما را وادار بكفر نمىكردى و قدرت و اراده ى ايمان را از ما نمىگرفتى و دل و گوش ما را تيره و كر نمىكردى تا قيامت را باور مىداشتيم و از سرمايه ى خود براى تو بخشش مى - كرديم ؟ پس تعجّب از ما نيست كه ايمان نداريم تعجّب از تو است ، كه با ما اين رفتار مىكنى و اين توقّع دارى . مجمع : بعضى گفته‌اند : يعنى چه ضرر داشت كه اين مردم منحرف با انفاق مال ايمان مىداشتند تا ايمان موجب استفاده از انفاق باشد و بخشش از صورت عمل شيطانى خارج شود ، و اين آيه مىفهماند كه روزى انسان به حرام محوّل نشده است ، زيرا گفته شده است كه از آنچه ما روزى داريم ببخشند و ملَّت اسلام اتفاق دارند كه از مال حرام نبايد بخشش كرد .